معنی تقبل کردن
6 بازدید
[ تَ قَ بْ بُ کَ دَ ] (مص مرکب) پذیرفتن و اجابت نمودن. (ناظم الاطباء). بعهده گرفتن. بگردن گرفتن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تقبل نمودن : بر وفق مزاج او سخن ها گفته بودند و تقبلها و تکلفها کرده. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تقبل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر