معنی تقاضا کردن

معنی تقاضا کردن

5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) خواستن و خواهش نمودن. (ناظم الاطباء). مطالبه : حاجت شود روا چو تقاضا کند کرم رحمت روان شود چو اجابت شود دعا. خاقانی. روزی که بر صحرا مجتمع بودند ناصرالدین او را تقاضای سخت کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). ابریق گر آب تابه گردن نکنی از لوله برون شدن تقاضا نکند.سعدی. عدالت این تقاضا میکند کز خرمن قسمت نیابد نان جو هرکس که نان گندمی دارد. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تقاضا کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید