معنی تقاضاگر
4 بازدید
[ تَ گَ ] (ص مرکب) خواهنده. درخواست کننده. خواستار. جوینده : خود کرا آمد چنین دولت بدست قطره را بحری تقاضاگر شده ست.مولوی. این بمن بگذار کاستادم در این گر تقاضاگر بود هم آتشین.مولوی. رجوع به تقاضا و دیگر ترکیب های آن شود.
کلمات همقافیه با «تقاضاگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر