معنی تقاصیر
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تقصاره و تقصار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گردن بندها. || جِ تقصیر. (ناظم الاطباء): اینانج با امرای عراق تا به سمنان بخدمت استقبال آمدند و از تقلد تقاصیر تقصیرات گذشته را در مقام خجالت... (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تقاصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر