معنی تفیأة
5 بازدید
[ تَ یِ ءَ ] (ع مص) سایه انداختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). فیات الشجرة تفیأة و فیاه تفیأة؛ با سایه قرار داد او را و برگردانید او را. (از ناظم الاطباء). || حرکت دادن باد شاخه ها را. (از اقرب الموارد). || حرکت دادن زن موی خود را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفیأة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أة» برای سرودن شعر