معنی تفکیر
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) اندیشه کردن. (زوزنی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (از آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تفکر شود.
کلمات همقافیه با «تفکیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر