معنی تفچین
8 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) که حرارت برچیند مانند پاره ای ضمادها و رفاده ها. رفادهٔ شکر سرب تفچین است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تفچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر