معنی تفوح
6 بازدید
[ ] (اِخ) (درخت سیب) اول، مردی از نسل یهودا. اول تواریخ ۲:۴۳ دوم، اسم دو شهر بود که یکی در دشت یهودا بطرف دریای روم واقع بود. صحیفهٔ یوشع ۱۵:۳۴ و آن غیر از بیت تفوح می باشد که در نزدیکی حبرون واقع و دیگری متعلق به سبط افرائیم و در مرز و بوم منسی واقع بود صحیفهٔ یوشع ۱۶:۸ و ۱۷:۸. و دور نیست که همان عین تفوح باشد ایضاً ۱۷:۷. خود شهر به فرائیم و زمین به منسی تعلق داشت ایضاً ۱۷:۸. اما تفوح که در صحیفهٔ یوشع ۱۲:۷ مذکور است نمیدانیم کدامیک میباشد. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «تفوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر