معنی تفنگ خوردن
4 بازدید
[ تُ فَ خوَرْ / خُر دَ ] (مص مرکب) تیر خوردن. گلوله خوردن. فرود آمدن گلولهٔ تفنگ بر بدن : به اشتهای غرض پسندان زیان ندارد تفنگ خوردن. بیدل (از آنندراج). ز توپ آید سلامی هر مقامش خورد یا رب تفنگی بر سلامش. محمد سعید اشرف (ایضاً)[ تُ فَ خوَرْ / خُر دَ ] (مص مرکب) تیر خوردن. گلوله خوردن. فرود آمدن گلولهٔ تفنگ بر بدن : به اشتهای غرض پسندان زیان ندارد تفنگ خوردن. بیدل (از آنندراج). ز توپ آید سلامی هر مقامش خورد یا رب تفنگی بر سلامش. محمد سعید اشرف (ایضاً)
کلمات همقافیه با «تفنگ خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر