معنی تفنگچی
7 بازدید
[ تُ فَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) تفنگ بردار. (آنندراج). مأخوذ از ترکی کسی که دارای تفنگ است و تفنگ را بر دوش حمل میکند. (ناظم الاطباء). تفنگدار. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). - تفنگچی آقاسی؛ منصبی از مناسب امراء دولت صفویه. رئیس تفنگداران. رئیس فوج تفنگدار. و رجوع به تذکرة الملوک ص ۵، ۹، ۳۹، ۵۳ شود.
کلمات همقافیه با «تفنگچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر