معنی تفلی
5 بازدید
[ تَ فَ لْ لی ] (ع مص) برآوردن شپش از سر و لباس. (از اقرب الموارد). || کاویدن پرنده با منقار میان پرهای خود را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر