معنی تفلت
6 بازدید
[ تَ فَ لْ لُ ] (ع مص) درگذشتن چیزی از کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || رهایی یافتن. (از اقرب الموارد): و قَل من رأیناه تفلت منه . (ابن البیطار ج ۱ ص ۱۳۳). || پیکار نمودن با کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برجستن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفلت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر