معنی تفقه
5 بازدید
[ تَ فَ قْ قُ ] (ع مص) فقه آموختن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از اقرب الموارد). یقال: هو یتفقهُ فی العلم؛ ای یتعلم. (اقرب الموارد . || فقیه شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || دانا شدن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). فهمیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فهمیدن سخن و جز آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر