معنی تفضل کردن
5 بازدید
[ تَ فَ ضْ ضُ کَ دَ ] (مص مرکب) لطف کردن. احسان کردن. نیکویی کردن : احسان چرا کنی و تفضل بجای آنک فردا به روز جنگ و جفا برکشی حسام. ناصرخسرو. سبک باش ای نسیم صبحگاهی تفضل کن بدان فرصت که خواهی.نظامی. رجوع به تفضل شود.
کلمات همقافیه با «تفضل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر