معنی تفصیل کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) سیاهه کردن. نوشتن. بقلم درآوردن : به اختیار بقلعهٔ غزنه رفت و به حبس رضا داد و اسباب تجمل تفصیل کرد و به سلطان فرستاد. سلطان از این حرکت در خشم شد و او را به جنایت خرابی ولایت... مؤاخذه کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۶۰). بعد از این ای یار اگر تفصیل هشیاران کنی گر در آنجا نام من بینی قلم در سر زنش. سعدی.
کلمات همقافیه با «تفصیل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر