معنی واژه تفشله
5 بازدید
[ تَ شِ لَ / لِ ] (اِ) تفشیله. (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج). قلیه ای باشد که از گوشت و تخم مرغ و زردک و عسل پزند و گشنیز و گندنا در آن کنند. (برهان) (ناظم الاطباء). || بعضی گویند عدس سبز نیم پخته باشد. (برهان). عدس سبز نیم پخته را نیز گویند که مردم تهران عدسی گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به تفشیله شود.