معنی تفسیده

معنی واژه تفسیده

8 بازدید
[ تَ دَ / دِ ] (ن مف) گرم شده. (فرهنگ جهانگیری). بغایت گرم شده. (برهان) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تفته. تافته. افروخته : به بادافره آنگه شتابیدمی که تفسیده آهن بتابیدمی.فردوسی. تو شادمان و آنکه به تو شادمانه نیست چون مرغ برکشیده به تفسیده بابزن.فرخی. ز پولاد سندانی اندر شتاب ببردی چو تفسیده اخگر ز تاب.اسدی. ای کردگار دوزخ تفسیدهٔ ترا از آدمی و سنگ بود هیزم و زرنگ.سوزنی. همواره بود از نفس سرد حسودش از دوزخ تفسیده تف نار شکسته.سوزنی. از تو چه حاصل زیان کیسه به دنیا دوزخ تفسیده سود روز قیامت.سوزنی. داغ فرمانش چو تفسیده شد از آتش یأس نسخهٔ اول از آن شانهٔ ایام گرفت.انوری. همچو گرمابه که تفسیده بود تنگ آیی جانت بخسیده شود.مولوی. دل نگیرد یک نفس در سینهٔ گرمم قرار تابهٔ تفسیده از خود دور دارد دانه را.صائب. تفسیده بود ریگ بیابان دلم ترسم قدم ناله شود آبله دار. مولاناملک قمی (از فرهنگ جهانگیری). - تفسیده لبان؛ لبهای ترکیده. (ناظم الاطباء). رجوع به تب و تاب و تف و تفت و تفته و تفسه و تفسیدن و ترکیبهای دیگر تفسییده شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید