معنی واژه تفسرة
5 بازدید
[ تَ سِ رَ ] (ع مص) نگاه کردن طبیب بول را تا بمرض پی ببرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بول نگریستن طبیب جهت پی بردن بمرض. (آنندراج). || (ع اِ) قاروره و بول مریض و علامت مرض. (ناظم الاطباء). آب بیمار که از آن بیماری او را شناسند و گویند که قاروره ای است که بول بیمار در آن است برای نشان دادن بطبیب و آنرا دلیل نیز نامند چه احوال بدنی بیمار را برای طبیب آشکار سازد. گویند: نظر الطبیب فی تفسرة المریض. و در «بصائر» آمده است. هرچیز که حال چیزی را بیان کند تفسرهٔ آن است. (از اقرب الموارد). تفسره، قاروره ای که در نزد طبیب برند. (ناظم الاطباء). پیشاب بیمار که طبیب برای تشخیص علت بیند و آزماید. شیشه ای که در آن پیشاب بیمار کنند تا بطبیب عرضه دارند و آن را قاروره و دلیل نیز گویند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). نزد پزشکان ظرفی از آبگینه را گویند که بول بیمار در آن ریزند تا به پزشک عرضه دارند. و آنرا دلیل نیز گویند و وجه تسمیه آن به تفسره برای آن است که احوال جسمانیه بیمار را در نظر پزشک تفسیر میکند و روشن میسازد. (کشاف اصطلاحات الفنون): در تفسرهٔ صفرت او نگریست بدانست که جوان در تب منطبق عشق است. (سندبادنامه ص ۱۸۹). تفسرهٔ دل بدو نمود و نبض عشق پیش او داشت. (سندبادنامه ص ۲۳۸).