معنی تفریط
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) هیچکاره گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ضایع کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پراکنده و پریشان کردن چیزی را. (از اقرب الموارد). || فرستادن پیش کسی، رسول را. || عجز پیش آوردن در کاری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) || تقصیر کردن در کاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کوتاهی و کمی کردن در کاری. (غیاث اللغات). کوتاهی و کمی در کار و کمتر از بایست. ضد افراط. (ناظم الاطباء). - اهل تفریط یا مشبهه یا اهل تقصیر؛ فرقی از شیعه که خداوند را بیک تن از مخلوقان تشبیه میکنند. (شهرستانی ص ۶۵ از خاندان نوبختی ۲۵۰). رجوع به مشبهه شود. || دلیر شدن در خصومت. || پیش درآمدن در خصومت. (از اقرب الموارد). || در گذشتن از کسی و گذاشتن آنرا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ترک کردن و گذاشتن و درگذشتن از کسی. (آنندراج). ترک کردن و پیش آمدن کسی را. (از اقرب الموارد). || زمان دادن و تأخیر کردن. (از اقرب الموارد). || نیک افزودن در ستایش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). افراط در ستایش کسی و همچنین است در هجو کسی. ضد است. (اقرب الموارد). قیل و قلما یستعمل الا فی الشعر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دور کردن نابایست از کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || فراموش کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تفریط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر