معنی تفریج
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) اندوه وابردن. (تاج المصادر بیهقی). بردن و دور کردن اندوه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). از دشواری و غم بیرون آوردن. (آنندراج). دور کردن خداوند غم را از کسی. (از اقرب الموارد): یا ایوب قم باذن اللََّه فان اللََّه فرجک من الغم. (قصص الانبیاء). درس گوید شب به شب تدریج را در تأنی بردهد تفریج را.مولوی. || گشادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گشایش دادن. (آنندراج). گشادن و وسیع ساختن چیزی را. (از اقرب الموارد). || پیر شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفریج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر