معنی تفرقه افتادن
7 بازدید
[ تَ رِ قَ / قِ اُ دَ ] (مص مرکب) روی نمودن جدایی و پراکندگی : چو بینی که در سپاه دشمن خلاف و تفرقه افتاد تو جمع باش. (گلستان). رجوع به تفرقه و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تفرقه افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر