معنی تفرطح
7 بازدید
[ تَ فَ طُ ] (ع مص) این کلمه در ترجمهٔ فرانسهٔ ابن البیطار (ج ۱ ص ۱۲۱) بمعنی صاف کردن و سرراست کردن و در دزی (ج ۲ ص ۲۵۵) بمعنی پهن کردن آمده و گونه های دیگر این کلمه را تفرطخ و تفرطب و مفلطح و مبلطح آورده است. ابن البیطار آرد: الرازی فی کتاب ابدال الادویه هو دواء هندی یشبه البندق الا ان فیه تفرطحاً قلیلاً الی الغبرة ما هو و اذا حرکته تحرک فی وسط لبه و اذا کسرته انفلق عن لب شبیه بلب البندق... (مفردات ابن البیطار ج ۱ ص ۵۱).
کلمات همقافیه با «تفرطح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طح» برای سرودن شعر