معنی تفرزن
6 بازدید
[ تَ فَ زُ ] (ع مص) فرزین شدن پیاده در بازی شطرنج : تفرزن البیدق؛ صار فرزاناً من الفرزان و هی الملکة فی لعبة الشطرنج معرب فرزین بالفارسیة. (از اقرب الموارد). رجوع به فرزین شود.
کلمات همقافیه با «تفرزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر