معنی تفرد

معنی تفرد

6 بازدید
[ تَ فَ رْ رُ ] (ع مص) یگانه شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). یگانه شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). در امری یگانه و بی مانند شدن. (از اقرب الموارد): وی را دیدند از شهامت و بزرگی و تفرد وی در همهٔ ادوات سیاست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۸۹). || تنها شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): چنین خواست که تفرد در این نکته او را بودی. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۶۸۷). گشایم راز لاهوت از تفرد نمایم ساز ناسوت از هیولا.خاقانی. اذا تغرد عن ذی الاراک طائر خیر فلا تفرد عن روضها انین حمامی. حافظ (دیوان چ قزوینی ص ۳۳۰).

کلمات هم‌قافیه با «تفرد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید