معنی تفحیم
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نارفتن اول شب تا تاریکی شب بشود. (تاج المصادر بیهقی). سیرناکردن در تاریکی اول شب. || سیاه گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). با زغال سیاه کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفحیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر