معنی تفتیدن
4 بازدید
[ تَ دَ ] (مص) گرم شدن از آفتاب و آتش. (ناظم الاطباء).پورداود در ذیل کلمهٔ تپ آرد:... در فارسی ناخوشی تب و... تافته و تفسیدن و تفتیدن و جز اینها از همین بنیاد است. (فرهنگ ایران باستان ص ۹۰). رجوع به تابه و تابش و تاب و تب و تفت و تفته و تفسیدن و تافته شود.
کلمات همقافیه با «تفتیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر