معنی تفاف
6 بازدید
[ تِ ] (اِ) ضُخُس. بقلة الیهودیة. خس الحمار. تلفاف. و آن قسمی دشتی یا بقل دشتی باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در ترجمهٔ ابن البیطار آرد: این نامی است بربری که به گیاهی اطلاق می شود که بعضی آنرا بقلةالیهودیة نامند و بعضی دیگر آنرا حس الحمار گویند. و به یونانی سونشوس است و دو نوع از آن یافت شود که نوعی وحشی و دارای برگهای خاردار است و نوع دیگر خوراکی و کشت شونده و شیرین و خوشمزه است. در تحفهٔ حکیم مؤمن تفاق آمده است. رجوع به تفاق شود.
کلمات همقافیه با «تفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر