معنی تفاضل
7 بازدید
[ تَ ضُ ] (ع مص) از یکدیگر افزون آمدن. (زوزنی) (دهار) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات) (از آنندراج). || دعوی فزونی کردن هر یک بر دیگری. (از اقرب الموارد). || افزونی جستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || برتری و افزونی چیزی بر چیزی. (ناظم الاطباء). - تفاضل دو عدد؛ فزونی یکی بر دیگری. چنانکه ۳ تفاضل عدد ۸ است بر ۵. - دارای تفاضل بودن؛ دارای فزونی و برتری بودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تفاضل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضل» برای سرودن شعر