معنی تفاسخ
5 بازدید
[ تَ سُ ] (ع مص) از دو طرف شکستن عهدی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). موافقت دو طرف در فسخ عقدی. (از اقرب الموارد). || تناقض گفتار: تفاسخ الاقاویل؛ تناقضت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفاسخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سخ» برای سرودن شعر