معنی تفاح بری
5 بازدید
[ تُ فْ فا حِ بَ رْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) زعرور است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). کندس. (ناظم الاطباء). مثلث العجم. علف خرس. علف شیران. نمتک. تفاح البری. شجرةالدب. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به تفاح دشتی شود.
کلمات همقافیه با «تفاح بری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر