معنی تفاحالجن
6 بازدید
[ تُ فْ فاحُلْ جِ ن ن ] (ع اِ مرکب) ثمر لفاح است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). مهرگیاه. (ناظم الاطباء). جان گوید ذکر تفاح الجن... در ادویهٔ مفرده کرده است و در... ذکری نکرده است و بدین قدر اقتصار کرده است بطریق نقل از ابن البطریق که تأثیر سردی در ادویه از آن نوع باشد که در.... و تفاح الجن هست و کیفیت او را تعریف نکرده است و غیر او از اطباء در تعریف او سخنی نگفته اند و قسطا گوید وی را لفاح گویند و آنچه کشنده است از تفاح الجن تخم اوست و قلوبطره ملکهٔ مصر او را از جملهٔ زهرها شمرده است. (از ترجمهٔ صیدنه). و رجوع به لفاح شود.
کلمات همقافیه با «تفاحالجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر