معنی تفئیم
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) افزودن. (زوزنی). افزودن حرفی یا بیشتر در اول یا میان یا آخر کلمه ای. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ... ثم فئمت (ای زید فیها حرف او اکثر فی الصدر او القلب او الطرف) فتصرف المتکلمون بها تصرفاً... (نشوءاللغة ص ۱). رجوع به ص ۳ و ۱۵۹ همین کتاب شود. || پر گردیدن دهان شتر از گیاه تازه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || فراخ کردن. (زوزنی). فراختر ساختن و افزودن پالان را از آنچه که بود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تفئیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر