معنی تفؤل کردن
4 بازدید
[ تَ فَ ءْ ءُ کَ دَ ] (مص مرکب) فال نیک گرفتن. فال نیک زدن : عشق بر کشتن عشاق تفؤل میکرد اول قرعه که زد بر من بدنام آمد. جمال الدین سلمان (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تفؤل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر