معنی تغییض
5 بازدید
[ تَ غْ ] (ع مص) کم کردن و بازداشتن اشک را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): لبد عجاجته و غیض مجاجتهُ؛ ای ماکان یسیل من عینیه و انفه عندالبکاء. (اقرب الموارد). || در جنگل جای گرفتن شیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کم شدن آب یا کم شدن قیمت چیزی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تغییض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر