معنی تغییر افتادن
6 بازدید
[ تَ غْ اُ دَ ] (مص مرکب) دگرگونی روی دادن. دگرگون کردن. برگردانیدن : البته نباید که از شرط عهدنامه چیزی را تغییر و تبدیل افتد که غرض همه صلاح است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۱). و رجوع به تغییر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تغییر افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر