معنی تغیر کردن
5 بازدید
[ تَ غَ یْ یُ کَ دَ ] (مص مرکب) دگرگون شدن. برگردیدن. تبدیل یافتن : تا... منوچهربن قابوس... آن عهد که او را بسته است... نگاه دارد و چیزی از آن تغیر نکند، من دوست او باشم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۳۲). او خدایست تعالی ملک الملک قدیم که تغیر نکند ملکت جاویدانش.سعدی. تا نکند وفای تو در دل من تغیری چشم بخود نمیکنم تا چه رسد به دیگری. سعدی.
کلمات همقافیه با «تغیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر