معنی تغو
5 بازدید
[ تَ غْ وْ ] (ع مص) تغت الجاریة الضحک؛ خواست که خنده را بپوشاند و نتوانست. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || هلاک گردیدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تغو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غو» برای سرودن شعر