معنی تغنیة
6 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) کسی را سرود آموختن. (تاج المصادر بیهقی). || سرود گفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بی نیاز گردانیدن خداوند کسی را. (از اقرب الموارد). || عشق بازی نمودن با زن. || ستودن یا نکوهیدن کسی را. || بانگ کردن کبوتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تغنیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر