معنی تغلی
5 بازدید
[ تُ غُ ] (اِ) بره یکساله. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (یادداشت مرحوم دهخدا). در گناباد خراسان برهٔ یکساله، از نوع میشینه را گویند. - برهٔ تغلی؛ برهٔ فربه. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ تَ غَ لْ لی ] (ع مص) غالیه بکار داشتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). خضاب کردن در غالیه و آلودن آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تغلل. (اقرب الموارد). و رجوع به تغلل و تغلف شود.
کلمات همقافیه با «تغلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر