معنی تغفیق
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) خفتن به شکرخوابی که در آن سخن مردم شنیده شود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خوابیدن مرد چنانکه سخن قوم بشنود و گویند خوابیدن در خرابی چون اَرَق. (از اقرب الموارد). || علاج مارگزیده کردن و بیدار داشتن آن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) نوعی از خواب غفلت که در بیداری طاری گردد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تغفیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر