معنی تغشیة
8 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) چیزی در کسی پوشانیدن. (تاج المصادر بیهقی). بپوشانیدن. (زوزنی) (از اقرب الموارد). خویشتن را بجامه درپوشانیدن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی): بفرمود تا بزمگاه او به تعبیهٔ خیول و تغشیهٔ فیول بیاراستند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۳۳۲). || فروگرفتن و پوشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). غشی اللََّه علی بصره تغشیة؛ پرده اندازد خدای بر چشم او و کور سازد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پرده انداختن. (آنندراج). || مجامعت کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی).
کلمات همقافیه با «تغشیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر