معنی تغرغر
6 بازدید
[ تَ غَ غُ ] (ع مص) آب در حلق گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آب در حلق گردانیدن چنانکه نه فروداده شود و نه از دهان خارج گردد. (از اقرب الموارد). || اشک در چشم گردانیدن. (از اقرب الموارد). || بگشتن آواز در گلو. (زوزنی). گردانیدن شبان صدا را در حلق خود. (از اقرب الموارد).[ ] (اِخ)ناحیتی بر مغرب چین و شمال تبت و خلخ. تغزغز: و اما اقلیم ششم از خرگاههای قای قون آغاز و بر خرخیز و تغرغر بگذرد سوی زمین ترکمانان و.... (التفهیم چ جلال همایی ص ۲۰۰). رجوع به تغزغز شود.
کلمات همقافیه با «تغرغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر