معنی تغر
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) برجستن خون از رگ و جاری گشتن آن. || برجستن آب از درز مشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر