معنی تغدی
5 بازدید
[ تَ غَ دْ دی ] (ع مص) چاشت خوردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). طعام صبح خوردن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تغدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر