معنی تعین

معنی تعین

6 بازدید
[ تَ عَ یْ یُ ] (ع مص) ناشناسا نمودن خود را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || درنگ کردن جهت رسیدن بچیزی. || بیقین دیدن کسی را. || نزدیک آمدن جهت اعانت. || چشم دار گردیدن چرم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مخصوص شدن چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مخصوص شدن چیزی از میان چیزها. (غیاث اللغات). بمعنی تشخص است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). آنچه چیزی بدان از دیگر چیزها ممتاز شود. (از تعریفات جرجانی). || تعیّن علیه الشی ء؛ لازم شد بر وی بعینه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نرم و تنک گردیدن مشک از دیرینگی. (از اقرب الموارد). || (اِ) گاهی مراد از هستی و وجود نیز باشد. (غیاث اللغات). وجود و هستی. (ناظم الاطباء). || حصه و بهره و هر چیز مخصوص به کسی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تعین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید