معنی تعیس
6 بازدید
[ تَ عَ یْ یُ ] (ع مص) سپید سیاهی مایل شدن شتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سپید شدن در سیاهی. (از اقرب الموارد).[ تَ ] (اِ) ج، تعساء. و رجوع به همین کلمه و دزی ج ۱ ص ۱۴۷ شود.
کلمات همقافیه با «تعیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر