معنی تعویض
7 بازدید
[ تَ عْ ] (ع مص) عوض دادن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عوض کردن. (آنندراج). بدل دادن. (از اقرب الموارد): عوضتهُ من هبته خیراً. (اقرب الموارد): و احسن امیرالمؤمنین انتقاله الی دارالقرار لعلمه بتعویض اللََّه... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۰۰).
کلمات همقافیه با «تعویض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر