معنی تعمداً
6 بازدید
[ تَ عَ مْ مُ دَنْ ] (ق) دیده و دانسته و از روی قصد و بقصد و با اراده. (ناظم الاطباء). قاصداً. عامداً. متعمداً. عالماً.
کلمات همقافیه با «تعمداً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر