معنی تعلیة
4 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) بلند کردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). بلند گردانیدن. (زوزنی). بلند و بزرگ ساختن. || برآمدن بر چیزی. || فرود آوردن بار از ستور. || سرنامه نوشتن کتاب را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || و یقال: علیت الحبل؛ ای رفعته الی وضعه من البکرة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تعلیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر