معنی تعفق
7 بازدید
[ تَ عَ فْ فُ ] (ع مص) پناه آوردن بکسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پنهان گردیدن در پس چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پنهان گردیدن وحشی در پس پشته و نظایر آن از ترس سگ و جز آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تعفق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر